Luminosity From Extreme

برای یادِ خودم

برای اولین بار مسیر فرودگاه را با هم رفتیم و با هم برگشتیم. برای اولین بار نه تو تنها بین جاده های برفی و کاجهای خیلی بلند تنها راندی تا خانه , نه من سرم را تکیه دادم به شیشه-ی هواپیما و کمربندم را شل بستم که بغضم را فشار ندهد. اصلن همینکه مسیرمان یکی شده و آدرسمان یکی , راحت تر میتوانم فرودگاه های خوشحال را به خودم قول بدهم.

+ FarNice ; ۱:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱/۱۱
comment نظرات ()