Luminosity From Extreme

چه کسی گفته سال عوض شده ؟!‌...

سالِ اینجا که عوض شد٬ خیلی چیزها هم در کنارش عوض شد. خانه کوچکم پر هیاهو شده و به مهلت تحویل پروژه ها و امتحانها نزدیک می شوم. همه چیز عوض شده و گیج شده ام . می خواهم در گشت و گذارهای شهری در کنار پدر و مادرم باشم ٬بعد از شدت دلشوره برای درسهایم حالت تهوع می گیرم و سرم گیج می رود. 

 این سال نو٬ سال نوی من نیست.‌ سال من موقعی عوض می شود که حس سال نو را برایم داشته باشد. با تمام این هیاهو و سر در گمی ها٬ انتظار و دلشوره ها هیچ چیزی را نو تلقی نمی کنم. دوست دارم مثل بقیه وسط همه چیز باشم و منتظر باشم تا قبل از سال همه دلهره ها تمام می شود. حرفم را پس می گیرم. داشتن دو سال نو در یک سال را دوست ندارم. چیزی عوض نشده. اینها را می گذارم پای بالا و پایینهای وسط سال و فقط سعی می کنم انرژی ام را برای جمع و جور کردن همه شلوغی ها جمع کنم. تا سال نو هنوز خیلی وقت دارم !‌ 

خواستم دیروز چیزی بنویسم ٬ پرشین بلاگ بسته بود و نوشته بود تا فردا بسته خواهد ماند. بعدش خبری خواندم در مورد مهلت دو ماهه برای ثبت سایتها و وبلاگهای اینترنتی. یعنی نام مستعار و حریم شخصی دنیای مجازی تعطیل. انقدر این حرف به نظرم مسخره آمد که سعی کردم باورش نکنم. بعد فکر کردم مثل همه اتفاقات مسخره ٬ در کمال ناباوری اتفاق می افتد و کاری از دست ما بر نمی آید. فکر کردم به ماندن در این دنیای مجازی اصلن نمی شود اعتماد کرد.

+ FarNice ; ۱٠:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۱٠/۱٢
comment نظرات ()