Luminosity From Extreme

مالک این خاک منم ...

این روزها پُرم از همه‌ی نهایت ها. نهایت تنفر و نهایت دوست داشتن. نهایت خواستن برای اینکه کاش بودم بین همه‌ی آنهایی که وصلند به یکدیگر با رنگی، فکری، هدفی...

اینروزها حتی کاش وین بودم. بین آدمهایی که می‌شناسمشان. بین همه‌ی کسانی که به یکباره بیش از پیش دوست‌داشتنی شده‌اند.

آدم است دیگر . باید هر از گاهی یادش بی‌افتد که به جایی چیزی وصل است. محکم‌تر از چیزی که فکرش را میکرد.

سهم من از اینروزهای کشورم پخش بی وقفه‌ی او و مردمش است. پخش آنها در هر رسانه‌ای که ممکن باشد. صفحه‌ی روبرویم مرا به وسط ایران پرتاب میکند و ایران را به وسط دنیا. اینروزها من همه چیز را فراموش کرده‌ام جز این صفحه‌ را.

پُرم از بغض. برای مردم . برای بزرگی‌شان. برای خودم. برای همه. همیشه هم از غم نیست. اکثرن نیست ....

اینروزها وسط تاریخ ایستاده‌ایم. همه‌مان. می دانم که یادمان می‌ماند ...

+ FarNice ; ۱۱:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۳/٢٧
comment نظرات ()