Luminosity From Extreme

 

نمی‌دانم چند روز مانده به پاییز. نه میدانم چندم شهریور است نه چندم سپتامبر. اصلن مگر فرقی هم میکند ؟ همین که برگ درختها از پنجره‌ی بسته هم میریزند توی خانه ، همین که باد دور تا دور خانه میچرخد ، همین که تابستان دارد تمام می‌شود کافیست. 

به پاییز امیدوارم. گیرم روزها انقدر کوتاه می‌شوند که نمی‌بینیشان و سرما می‌آید مینشیند درست پشت در . هر چه باشد از تابستانش باید بهتر باشد. تابستانی که با هیچ ترفندی شاد نشد. بعد می بینم فقط من نیستم که از خط خارج شده‌ام. بعد ته دلم قرص می‌شود که شاید واقعن هستیم، با هم.

 

+ FarNice ; ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸۸/٦/٢٦
comment نظرات ()