Luminosity From Extreme

گرگ و ميش !‌

۱. هوا دارد روشن می شود ... فکر ميکنم به اش گرگ و ميش می گويند ... ابرها هنوز سرمه ايند ولی آسمان مابينشان روشن است ... حوصله خوابيدن ندارم ... بعضی شبها با خودم ميگويم : ايول !‌ تا صبح نمی خوابم ... ولی دم دمهای همين گرگ و ميشه که می شود بيهوش می شوم ... گاهی آخرين لحظه های خاموش کردن کامپبوتر را اصلا نمی فهمم ...

۲. ديشب يک خواب صد در صد سورئال ديدم ... يک کولاژ کامل از زمان و مکان ... ترکيبی از وين و تهران ... حال و گذشته ... ولی ترسناک ...  شايد برای همين امشب حوصله خوابيدن ندارم ... ولی کم کم دارم به مرز بيهوشی نزديک می شوم ... اين ابرها هنوزم سرمه ايند ...

۴. هوا به طور جدی روشن شد .. صبح بخير !

+ FarNice ; ٢:٤٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٥/٢/٢۳
comment نظرات ()