Luminosity From Extreme

شبيه ام ؟‌

از وقتی پای بی بی اس و اینترنت به دنیایمان باز شد٬ این بازی که شخصیت هایی که به صورت مجازی می شناسیم  را در ذهن تصویر کنیم٬ کاملن نا خودآگاه یکی از مشغله های ذهنی شده بود. در دنیای وبلاگ نویسی٬ هر کسی خودش را به گونه ای تصویر می کند. سر هرمس مارانای بزرگ تشبیه جالبی داشتند.ولی چیزی که من می خواهم بگویم کاملن متفاوت است.  

قالب وبلاگ و اسمش برای من سایه ایست از شمایل نویسنده اش. کم کم با خواندن نوشته هایش٬ این سایه رنگ می گیرد آنقدر که صورت نویسنده نیز نقش می بندد و در نهایت کامنتها ضربه نهاییند و کاملش می کنند. از دفعات بعد٬ با دیدن نام ( معمولن مستعار ) نویسنده٬ اولین تصویری که در ذهن نقش می بندد ٬ نه نوشته های او و شخصیتش ٬ بلکه تصویر پیش ساخته ذهن و شخصیت٬ هردو با هم در پنجره جلوی ذهن ظاهر می شود. این تفکر که ممکن است هر دوی اینها ( صورت و شخصیت ) غلط ساخته شده باشند هم همیشه همراه این تصویر وجود دارد.

همه اینها را گفتم چون تازگیها تصویر واقعی چند نفر از دوستانی که فقط با نوشته هایشان آشنا بودم را دیده ام و با تصویر ذهنیم مقایسه کرده ام. گاهی کاملن همانگونه بوده که من ساخته بودم و گاهی به طرز شوکه کننده ای متفاوت. انقدر که دائمن دنبال این جوابم که او خودش را طور دیگری تصویر کرده یا من کاملن اشتباه دیده ام ؟!  و به این فکر می کنم که تا چه حد در ذهن دیگران شبیه واقعیتم ؟!

پ.ن :  هر سوژه ای را که می خواهم داستان کنم ٬ پیش نمی رود. دچار وقفه شده ام. شاید مال خستگی های جسمی زیاد است. شاید هم مال اینکه فرصت خواندنم کم شده است. باید خودش بیاید... ولی نمی آید!

+ FarNice ; ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/٧/۱٠
comment نظرات ()