Luminosity From Extreme

نيوه مانگ

۱- بهمن قبادی دیروز اینجا بود. با اکران فیلم نیوه مانگ در فستیوال فیلم وین. نام فیلم کردی و به معنای ماه نیمه می باشد. تمام فیلم در کردستان فیلم برداری شده بود . مرز عراق. مثل مستی اسبها٬ مثل آوازهای سرزمین مادری. ولی نیوه مانگ را دوست داشتم. نیوه مانگ خیلی صاف و تر و تمیز نبود٬ ولی دوست داشتنی بود. نیوه مانگ بر محور موسیقی می چرخد. موسیقی کردی٬ سنتی. بهمن قبادی قبل از شروع فیلم آن را تقدیم کرد به صدمین سال تولد موزارت.

۲- در فیلم شهر سمبلیکی وجود داشت که تبعید گاه آواز زنان بود. ۱۳۳۰ زن خواننده که محبوس بودند. دف می زدند و آواز می خواندند. مجرم بودند و جرمشان خوانندگی بود. حدس میزنم ۱۰ دقیقه سانسور شده فیلم مربوط به این شهر باشد... ظاهرن با این وجود باز هم اکران فیلم در ایران ممنوع است.

۳- یادم می آید سازهایم برایم همیشه ارزشمندترین داراییم بودند. صحنه ای که پلیس تمام سازهای اعضای کنسرت را می شکند برایم عذاب عجیبی بود. آن صحنه را دوست داشتم چون درد داشت. خیلی زیاد.

۴- نیوه مانگ مثل بقیه فیلمهایش به طور مشخص روح آدم را فشار نمی داد. یک جورایی با پنبه سر می برید.  نیوه مانگ را دوست داشتم. اگر آقای قبادی انگلیسی بلد بود٬ جلسه پرسش  پاسخ خوبی بعدش از کار در می آمد. ولی ....  

+ FarNice ; ۳:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٥/۸/٢۸
comment نظرات ()