وقتی موسيقی دنيا را در گوش هايم فرو می کند ...

نشسته ام به آدمها نگاه می کنم. آدمهایی که هر کدامشان با قصه متفاوتی از جلویم رد می شوند. قصه هایی که سعی می کنم در صورتشان و راه رفتنشان و لباسهایشان پیدایش کنم. پایم را روی پایم می اندازم و هدفن را در گوشم فشار می دهم . آدمها حرکتشان کند می شود ٬ صحنه عوض می شود. موسیقی تمام صحنه را پر می کند ٬ همه شان تبدیل می شوند به آدمهای قصه من. با ضرب آهنگ حرکت می کنند و راه می روند .موسیقی دنیا را ازجلوی چشمانم عبور می دهد و مرا جایی پرتاب می کند مثل یک حباب شیشه ای. 

...

صحنه پر است از سوت و صدای سه تار. پسربچه-ی کوچکی بازی می کند. از جلوی من رد می شود و با خودش حرف می زند. صدایش را نمی شنوم. صدای سه تار است و سوت .تا کنار میز پدر مادرش لیز می خورد٬ موسیقی فریاد می زند : تا ننهم سر در کوه ... مادرش فریاد می زند٬ پدرش سرش را در دستانش می گیرد٬ پسر بچه دستهایش را هواپیما کرده و بین مردم می دَوَد. صدای سه تار ریز می شود ٬ پدر دستش را به نشانه تهدید بلند می کند ٬ موسیقی می خواند : تا ندهی بر بادم ٬ بر بادم٬ بر بادم ... داد می زند. مادر بغض می کند. آواز روی صدای سه تار می نشیند ٬ آرام آرام ریتم کند می شود. مادر را دیگر سر میز نمی بینم. پسر بچه دستهای هواپیما شده اش روی هوا خشک شده است. میز خالی را نگاه می کند. موسیقی فید می شود : تک نت. تصویر ثابت می ماند.

...

دنیا را چپانده ام در گوشم. زیر برف راه می روم و  کلاهم را تا روی هدفون پایین می کشم.

/ 6 نظر / 6 بازدید
نازی

زيبا و رمز آميز بود مثل هميشه. اميدوارم هميشه قلبت گرم و گوشت پر از نغمه های زيبا باشد فارنايس عزيزم. نامهء عزيزت رسيد. پاسخ خواهم داد. به نامجو گوش می کردی؟ تنها تصنيف آقای نامجو که واقعا دوستش دارم همان زلف بر باد مده است. چيزی در آن شعر کهن و نوای نو به دلم چنگ می زند. با آيفون هم کلا ناسازگارم، چون انزوا و جدايی از محيط را تشويق می کند. البته فکر نکنم آن خانوادهء اتريشی از صدای نامجو خيلی کيف می کردند، کما اينکه خيلی ايرانيها هم نمی کنند! شاد و سر بلند باش فارنايس استثنايی.

Yoota

سلام عزیزم ... مرسی از همدردی و کامنتت ... خیلی مرسی. کجایی الان؟

FarNice

به نازی : مرسی نازی عزیز. منتظر ايميلتون می مونم پس :) راجع به آقای نامجو مفصل باید با هم بحث کنیم پس ;) به يوتا : دو ساعته رسيدم... به سولماز : اونی که برای خانم حنا گذاشته بودی. من شامل پ.ن اوليت نمی شدم !‌:)

مانا

پر رمز و راز مثل هميشه

نازی

فارنايس عزيزم. شب يلدايت مبارک. اميدوارم قلبت سراسر پر از گرمای عشق باشد.