چه کسی گفته سال عوض شده ؟!‌...

سالِ اینجا که عوض شد٬ خیلی چیزها هم در کنارش عوض شد. خانه کوچکم پر هیاهو شده و به مهلت تحویل پروژه ها و امتحانها نزدیک می شوم. همه چیز عوض شده و گیج شده ام . می خواهم در گشت و گذارهای شهری در کنار پدر و مادرم باشم ٬بعد از شدت دلشوره برای درسهایم حالت تهوع می گیرم و سرم گیج می رود. 

 این سال نو٬ سال نوی من نیست.‌ سال من موقعی عوض می شود که حس سال نو را برایم داشته باشد. با تمام این هیاهو و سر در گمی ها٬ انتظار و دلشوره ها هیچ چیزی را نو تلقی نمی کنم. دوست دارم مثل بقیه وسط همه چیز باشم و منتظر باشم تا قبل از سال همه دلهره ها تمام می شود. حرفم را پس می گیرم. داشتن دو سال نو در یک سال را دوست ندارم. چیزی عوض نشده. اینها را می گذارم پای بالا و پایینهای وسط سال و فقط سعی می کنم انرژی ام را برای جمع و جور کردن همه شلوغی ها جمع کنم. تا سال نو هنوز خیلی وقت دارم !‌ 

خواستم دیروز چیزی بنویسم ٬ پرشین بلاگ بسته بود و نوشته بود تا فردا بسته خواهد ماند. بعدش خبری خواندم در مورد مهلت دو ماهه برای ثبت سایتها و وبلاگهای اینترنتی. یعنی نام مستعار و حریم شخصی دنیای مجازی تعطیل. انقدر این حرف به نظرم مسخره آمد که سعی کردم باورش نکنم. بعد فکر کردم مثل همه اتفاقات مسخره ٬ در کمال ناباوری اتفاق می افتد و کاری از دست ما بر نمی آید. فکر کردم به ماندن در این دنیای مجازی اصلن نمی شود اعتماد کرد.

/ 7 نظر / 4 بازدید
المیرا

فرنایسی، سال نو هم دیگه نوستالژی شده... چه برای تو که اینجا نیستی، چه برای من که هستم، بی حضور تو و بی حضور خیلی های دیگه. شده نیمچه سال نو. در عوض، این وقت سال، نیمهء دیگهء گمشدهء سال نو ست. دیدارهایی تازه میشه که دیگه سالهاست از آن سال نوی همیشگی رخت بربسته... سال نو، با هر دو نیمه اش پر میشه. با مامان و بابا بهت خیلی خوش بگذره...

سینا

آخه چرا؟ دو تا جشن که خيلی خوبه!

FarNice

از شما چه پنهان سينا جان که من هم همينطوری فکر می کردم. ولی اين سال نو نه هيجان سال نوی اين وری ها را داشت٬ نه حال و هوای سال نوی خودمان را. راستش زمان را گم کردم. يعنی يک جورهايی من در زمان گم شده ام. توقع ام سال نو است ولی هيچ چيزش به سال نو نبرده.حالا که دست خودم است ٬ سال نو را به تعويق می اندازم تا ۳ ماه ديگر. شايد همه چيز آرام شود و فرصتی پيدا کنم به جشن و سال نو و خودم و بقيه چيزها فکر کنم.

نازلی

فرنايس جون، تو که اينقدر سرت شلوغه الان که نگو... مهمون دعوت می کنی؟ :) من با کمال ميل اون طرفها ميام، واقعا اتريش رو دوست دارم خيلی... به شرطي که تو هم اين طرفها بيای... بد نيست با هم يه قراری بذاريمُ نه؟

نازلی

در مورد سال نو خيلی باهات موافق بودم ، تا پارسال. سال نوی اينا برای من معنی سال نو رو نداشت و سال نوی خودمون هيچ بوی عيدهای ايران رو نميداد مسلما اینجا... امسال سعی کردم ياد بگيرم با اينا شادی کنم، (تو وبلاگم یه کوچولو می نويسم)... بهتر شد اوضاع از پارسال

maryam

onghadr harfta be delam nesheste ke had nadare!kheyli behem migan weblog benevisam (chon kheyli mikhoonam) vali fekr nakonam az ohdash bar biam!emroooz vagti weblogeto khooondam didam to harfaye mano neveshti! vay ke cheghadr hame postat harfe dele maneeeeeeeeeeeeee! khoshhalam az inke peydat kardam!shad bashi va movafagh!rasti man usa zendegi mikonam,alan 2 sali mishe!aghe komaki khasti dar khedmatam!

FarNice

مريم جان يه ايميلی از خودت می ذاشتی خانوم. درضمن چاکريم!‌