قلعه نمک **

سالتسبورگ هم از آن شهرهای رویایی است که می توانی هزار جور قصه از کنارش در آوری. مثل همه شهرهای قدیمی به همه جایش خاطره های عجیب و غریب آویزان است.  آنقدر کوچک است که همه شهر همینی است که در عکس پایین است. انگار شهر از آثار خاطره-دار  ِ هویت-دار ساخته شده است. انگار یک سری برج و بارو و کلیسای قدیمی را پرتاب کرده باشند بین تپه های پوشیده از کاج و یک سری هتل پایینش ساخته باشند. و به برج و باروها هم مقداری قصه و داستان آویزان کرده باشند. مردم هم مثل قصه ها بودند٬ با لباسهای محلی  در شهر راه می رفتند٬ خودشان را آراسته بودند برای جماعت توریست که بگویند ببینید ما هم مثل شهرمان هستیم. طوری که نمی شد فهمید باید باورشان کرد یا نه. با همه این حرفها شهر چیزی داشت که جذبمان می کرد. زیبایی طبیعتش بود یا هویت موسیقیاییش را نمی دانم. به هر حال زیبا بود.

Picture476.jpg

Picture491.jpg

** کلمه Salzburg در لغت به معنای قلعه نمک است.

/ 5 نظر / 8 بازدید
نازی

چه عکس های قشنگی فارنايس جان. من فقط وين را ديده ام و خيلی دلم ميخواهد به سالتسبورگ (البته تا شما به من ياد نداديد، تا همين چند لحظه پيش، به آن ميگفتم سالزبورگ!) هم بروم. انشاءالله روزی با هم می رويم. عجالتا، اول نوبت شماست که پيش ما بياييد. تعطيلات بهاره هم قبول است. به شرط عدم بد قولی! شاد و سر بلند باش فارنايس عزيز. پ.ن. جای شما در سمينار خيلی خيلی خالی بود دوست من. اميد اين است که با برنامه ريزی دقيق تر و اعلام تاريخ سمينار سال آينده، شرکت کنندگان بيشتری سراغ ما بيايند.

FarNice

نازی جان٬ سالزبورگ هم کاملن درست است. ولی در آلمانی حرف Z به تنهايی صدايی تس می دهد. انگليسی اش همان سالزبورگ است .

دوستدار او

سلام وبلاگ غلامحسين غريب يکی از بنيان گذاران نهضت ادبی خروس جنگی http://khooroosjangy.persianblog.ir هنرمند مي‌خواهد تمام نمودهاي نوپديد و زنده آن بشريت عالي را كه بر آن دسترسي يافته است زندگي كند‌. رنج و احساس تنهائي او در اين نيست كه چرا ديگران آثارش را نمي‌فهمند ،بلكه در اينست كه چرا خودِ او را ،ويژگي‌هاي انسانيش را و در حقيقت بشريت را نفهميده‌اند .

یوتا

یاد اشکها و لبخند ها افتادم ...

کوروش

نمیدونم این عکس ها چقدر آشناست...انگاری منم اونجا بودم چند روز پیش... احیانا همو ندیدیم جایی؟ تو راهی؟ ماشینی؟ بالای قلعه ای جایی