مهملاتی در کتابخانه

از صبح در کتابخانه ام. نه ! از ظهر. چه فرقی می کند ؟!‌ ساعت دارد ۸ می شود. نهار نخورده ام. سرم کمی گیج می رود . پشتم تیر می کشد. از سمت چپ. قلبم است حتمن. احتمالن سکته می کنم به زودی . نمی فهمم  . دیگر ساختار فیبر نوری و فیلتر هایش را نمی فهمم . برایم با دستور پخت فاهیتا یا فرم درخواست ویزای توریستی آمریکا هیچ فرقی نمی کند. همه شان مسخره اند. یک کلمه را در دیکشنری نگاه می کنم. می شود منسجم . هر کاری می کنم نمی توانم منسجم را روی جزوه ام بنویسم. اصلن ج را چجوری به س می چسبانند ؟! کاملن تعطیلم. نمی دانم چند ساعت است از روی صندلی تکان نخورده ام. امشب حتمن شام می پزم. اصلن گرسنه نیستم فقط حالت غش دارم. پشتم تیر می کشد . مثل این داستانهایی که تعریف می کنند فلانی پشتت یکهو تیر کشید و به بیمارستان نرسید. ولی من احتمالن به خانه نمی رسم. خانه ام تنهاست. یا من تنهایم ؟! پایم هم خواب رفته . دیگر بخواهم هم نمی توانم بروم خانه. این چه وقت امتحان داشتن است آخر ؟!‌ به نظرم لامپهای این سالن زیادی بزرگ می رسند . مثل ماه کامل وقتی تازه دارد طلوع می کند. راستی دفعه پیش که ماه کامل بود و من ایران بودم خسوف بود. چه کیفی داشت ! نه ! کاملن تعطیلم . مرا برای مهملاتم ببخشید ( مهملات را اینجوری می نویسند ؟‌)واقعن... این کلمه به همه چیز شبیه است جز منسجم !

/ 3 نظر / 4 بازدید
sahar

zood khodeto be e_maile man melde kon bebinaam !!injuri minevisi negaranam kardi,n va m kojan?man nistam hey begam goshname ke vadar shi ghaza bokhori:))d

نازلی

چقدر اين حالت ها رو می شناسم، چندين و چند بار پيش اومده برام امسال... حتی الان بعد از ده ساعت پشت کامپيوتر بودن و فقط يک شکلات خوردن،‌ به نظر خودم وضعم بد نيست... ولی فرناز يه چيزی هست، يادت باشه به خودت ضربه نزنی... سلامتی مهمترين چيزه، نمی خوام مامان بازی در بيارم، ولی واقعا مهمترين سرمايه ايه که داريم...خیلی هم آسون از دست میره... زوتر از اونکه فکرش رو بکنی... مراقب خودت باش

نازلی

متن خونه ات رو هم همين الان خوندم، خيلی برام جالبه، چون منم همين هفته بايد خونه عوض کنم و هنوز نتونستم تصميم بگيرم تنهايی و استقلال رو می خوام يا يه جای شلوغ رو، ولی با دردسرهای خاص خودش... اينه که چسبيد خيلی نوشته ات به من...