من هم بازی !!

دست خانم شین گلمان درد نکند که من را به بازی شب یلدا دعوت کردند. کم کم داشتم فکر می کردم محو و نامرئی ام. مرسی.

شرح بازی را اینجا  از وبلاگ آقای سلمان ببینید. و حالا باید ۵ نکته که بقیه نمی دانند را بگویم.

۱. من الان در بوداپست هستم و جای همه بسیار خالیست!‌

۲. همیشه قرار بود در آمریکا ادامه تحصیل بدهم که سر از اتریش درآوردم . از این سر در آوردن بسیار راضی ام همیشه دعا می کنم راضیتر هم باشم.

۳. بزرگترین آرزویم همیشه نواختن در ارکستر سمفونیک بوده که هیچ وقت عملی نشد  و سر از تکنیک  و الکترونیک درآوردم ولی حداقل اش این است که برای دل خودم خوب پیانو می زنم.

۴. بزرگترین ترسم پیر شدن و از دست دادن زیباییم است. از آن بیشتر البته از ازدست دادن عزیزانم می ترسم. یک بار برای موی سفید پدر و مادرم و عینک جدید مادرم تا جایی که جا داشتم اشک ریختم !!

۵. وقتی پستی می نویسم که کامنت ندارد فکر می کنم انقدر بد بوده که باید پاکش کنم. یکبار هم این کار را کردم ولی باز گذاشتمش سر جایش. کلن خیلی ناراحتم می کند این مسئله.من هم که حساس ! نظر بقیه برایم مهم است.

این هم ۵ نفر پیشنهادی من:

کوروش خان شب زنده دار - یوتای عزیز - خیلی خیلی دور جان - دیسکانکتد جوتینگ - آقای هزار ساله

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

من هم عين سگ از پير شدن می‌ترسم ولی يه اطمينان خاطری بهت بدم: ۱۰۰ سالتم که بشه زيباييتو از دست نمی‌دی. اون دختر نازی که من می‌شناسم هميشه همينجور ناز خواهد موند

يوتا

مرسی دعوتم کردی... چه بنويسم در مورد خودم آخر ! کار يدادی دستم ...

no name

اميدوارم به ارزوهاي نا تمامت برسي.

پرهام

من فکر کردم که تو دعوت را اجابت نمی کنی و برای همین هم پاکت کردم درصورتیکه در لیست من بودی! ( دیدی هنوز نمیشناسمت) کامنت میزاریییییییییییییم شما پاک نکن بابا

کوروش

چرا شما از پیر شدن میترسید خواهرم؟ برای از دست دادن زیبایی ای که گمان میکنید وجود نخواهد داشت؟ پس ما چی بگیم خانوم که اصولا زیبایی ای نداریم که بخواهیم تقدیم سالیان دراز عمر (در صورت وجود) کنیم؟ بعدشم، تعریف زیبایی در هنگام پیری با تعریفش در جوانی متفاوت هستش... مثل زیبایی یک بنای تاریخی که متفاوت از زیبایی یک ساختمان تازه و خوشگل هستش...

Ich hoffe, daß du einen wundervollen Winter hast!

Amirmohammad

فرناز جان دعوتت رو به بازی بسیار سخت شب يلدا ديدمُ به زودی می نويسم. مرسی که دعوتم کردی

FarNice

يک طرف قضيه پير شدن٬ زيباييست. طرف ديگرش که مهم تر هم هست خيلی٬ اين است که با پير شده ما٬ اطرافيانمان پيرتر می شوند. تصويری است که هميشه برايم کابوس است!‌

سر هرمس مارانای بزرگ

ما هم از راه دور و با اين هيبت غريب مان، فقط برای اين برای ات کامنت می گذاريم که حساس ای دخترم!!

فارفاراوی

ببين فارنایس جون تقصير من نبود که دير اومدم٬ به خدا راه دوره