دوست داشتم کامنتهايم را اينجا جواب دهم !

۱. داداشکم خوب است !‌ راستش رو بخواهید واقعی بود اینبار . برایش دعا کنید. ماییم و همین یک داداشک. می گویند وقتی مادرم حامله بود٬ من که فقط ۴ سال داشتم٬ تمام مدت می گفتم ایول داداشی... و پدر و مادرم نگران از اینکه اگر بچه دختر باشد با من چه کنند٬ و من مصرانه اظهار داشتم که فقط داداشی! بچه پسر شد و خیال همه راحت. من بودم و داداشی که اسمش با من فقط  یک «ن» اختلاف دارد. مثل تمام برادر خواهر ها گاهی تا جایی که بلد بودیم همدیگر را زدیم و به هم فحش دادیم و قهر کردیم . تا روزی که انقدر بزرگ شدیم که حرف هم را بفهمیم. همیشه شاید اولین نفری که در وین جایش خالی بود برایم٬ او بود.  و حالا برادر کوچکم روی تخت بیمارستان است. خوب است حالش. ولی خب برایش دعا کنید به هر حال.

۲. نازلی عزیز. وبلاگ آلمانی ندارم ! بد هم نیست که راهش بیندازم٬ ولی حالا تا آلمانی ما جون بگیرد کلی کار دارد !‌‌ راه انداختم خبرش را حتما به ات می دهم .

۳. چه عجب. چقدر مشعوف شدم !

۴. دوست داشتم کامنتهایم را هر چند کم است اینجا جواب دهم اینبار. خب کم است دیگر کامنتهایم! چکار کنم ! الکی باید تحویلشان بگیرم خب !

/ 5 نظر / 4 بازدید
پرهام

خیلی خوشحالم که داداشیت خوبه اما نمی دونم اصلا برای چی عمل لازم داشته( شاید از بی توجهیم باشه) دعا می کنم.

sahar

Ey val!didam!koli mashoof shodim ma ham:D

عاطفه

سلام فرناز جون. نوشته های اخيرتو که خوندم متوجه شدم قضيه برادرتو. خيلی ناراحت شدم... اميدوارم کخ چيز مهمی نبوده باشه و به زودی خوبه خوبه خوب بشه داداشکت!

یوتا

آخييييييييييی! اميدوارم هر چه زود تر خوب بشه ...

نازلی

ای...پس راست بود همه چیز...؟ چه خوب که حالش بهتره. اميدوارم زودتر خوب خوب بشه...