باز باران... اين دفعه کاملا بی ترانه !

۱. اين چند روز به مناسبت هوا همه چيز دارد تعطيل می شود ... ديشب اجرای ارکستر فيلارمونيک وين به رهبری Plácido Domingo در باغ بزرگترين کاخ وين کنسل شد ... و ظاهرا آقای Domingo  تا سال جديد ميلادی وقت ندارند ! تمام هزينه های دکور و صدا و تجهيزات هم که بماند !  اين کنسرت پارسال ۹۰۰۰۰ بيننده live داشت ... اواسط برنامه باران شروع شد و بايد می ديديد چند نفری چگونه زير بارانی هايی که بين جمعيت پخش می کردند رفته بوديم و تيليک تيليک برنامه را نگاه می کرديم ... امسال باران حال همه را اساسی گرفت و اجازه نداد حتی به آنجا برسد .

۲. می گويند به دو چيز اتريشيها نمی شود اصلن اطمينان کرد چون ثبات ندارد و غير قابل پيش بينی است به کل . يکی زنهای اتريشی و ديگر هوايش !‌ :)

۳. يک چيزی در فيلم داوينچی کد فکرم را مشغول کرده و آن اصولن مطرح کردن فرضيه هايی است که با مسائل اعتقادی ٬ سياسی سر و کار دارد ... شايد مقايسه با شرايط ايران باعثش شده ... نمی دانم ... شايد چيزی است که بايد مدت بيشتری بگذرد تا درکش کنم ...

۴. ياد گرفتن يک زبان جديد عجب آدم را شارژ می کند ها !

۵. حال و هوای ايران عجيب دارد به ذهنم حمله می کند ... اين ذهن من هم خوب حواسش جمع است که چه وقت ٬ چه چيزی را بگذارد اول صف !

/ 7 نظر / 3 بازدید
Timpani

..... وگرنه دلم می سوخت ....

Timpani

نمی دونم (شايدم می دونمو به روم نمی آرم) چرا مدتيه همش شبه! اصلا هوا همش تاريکهُ ... هميشه ديره .... همش وقته خوابه ......

FarNice

آره ... نه که خودت نمی تونستی بيای ... دعا کردی مام نريم ... من که می دونم ! بعده چند روز همين الان يه تيکه آبی آسمونو ديدم ... از طوسی اش خسته بوديم هممون ...

keyvan

khoh be hale homa k oonja baroon darid.inja too tehran hava hsabi garm shode .hame dar hasrate yek ghatrye baraan hastim.

FarNice

هر چيزی به مقدارش آخه برادر من !‌ شما اون بند ۲ رو دقت کن ! شما دعا بفرما از اين بارانها اصلن در تهران نيايد خدای ناکرده! همه چيز را به افتضاح می کشاند. ۲ هفته پشت سر هم ( نان استاپ) باران دمب اسبی بيايد بر سرتان می فهميد من چه می گويم !

پرهام

زنهاشون مگه چجورين ؟؟ چه زبوني داري ياد ميگيري؟

FarNice

يک زبان زیبا با فونتی شبيه نقاشی زنهاشونم والا چی بگم ! غيبت می شه ;)