شهر در امن و امان است ...

*فکر می کنم که اینترنت اینجا توی ذوقم زده ٬ یا آنجا بد عادت شده بودم. اینکه هر سایتی را باز می کنم فیلتر است ٬ حتی انگیزه ای برای شنیدن صدای خاطره انگیز کانکشن مودمها هم نگذاشته است.

*مثل هر شب زیر باد کولر بیدارم به کتاب خواندن٬ فکر کردن٬  گوش کردن به صداهای مرموز شب و مثل هر شب فکر می کنم به خانه کوچکم و آدمهایی که اینجا دیده ام و هنوز ندیده ام و ...

*خیلی ارتباطی ندارد ولی فصل آخر کتاب هری پاتر مرا یاد دیدار ۲سال پیش ۷۸ ایهایمان انداخت بعد از ۶ سال. از دیدن همه آنهایی که کودکی و نوجوانی مان را با هم شریک بودیم٬ همه آنهایی که دوست داشتم و دوست نداشتم آنچنان به وجد آمده بودم که احساس می کردم به سالها قبل بازگشته ام٬ همان زمانی که روی آمفی تاتر مدرسه بالا و پایین می پریدم و جیغ جیغ کنان همه را راهنمایی می کردم ٬ مثل همان موقع ها پر انرژی شده بودم. مثل تمام ۷ سالی که در آن مدرسه گذشت. اثر همه این ۷ سال را هنوز می بینم در تمام زندگیم. خوب یا بد٬ گاهی آنچنان مثل هم می شویم همه مان که باور نمی کنم. حالا چرا از این کتاب به همه این افکار رسیدم خودم هم نمی دانم. آنچه می دانم این است که تمام سرنوشت من از آن مدرسه می آید و آن آجرهای نارنجی و آن حیاط بی قواره دوست داشتنی ...

*هنوز خیلی ها را ندیده ام. انگار لیست نانوشته ایست که حتی با دیدن آدمها هم خط نمی خورد٬ انگار باید همه را بارها ببینم تا خیالم راحت شود که همه چیز همان طور است که باید باشد...

* بعضی موقعها مهربانی ِ آدمها بغض می شود گیر می کند در گلویم. نه پایین می رود٬ نه اشک می شود. شاید باید نگهش دارم ٬ باید کم کم هضمشان کنم . مثل یک هجوم گرم می ماند که هنوز هم مانده باشد بین راه ...  

/ 6 نظر / 6 بازدید
نازی

فارنايس جان سلام. خدا را شکر که خوبي و شاد. صداهای مرموز شب و هجوم گرمی که هنوز بين راه مانده است.... معلوم است حالت خوب است عزيز من و همانجايی و در آغوش همانانی هستی که الان بايد باشی. حتی وقتی با اصرار ما می نويسی هم معلوم است جايی هستی که نوشتنت می آيد و اين خوب علامتی است. شاد باش و چشم ها و گوش ها و مشام و ذهن و قلبت را از هر آنچه فقط آنجا هست پر کن و با دست پر برگرد فارنايس جان.

سميرا

منم نمی بينمت انگارررررررررررررررررررررررررررررررررررررر! نميخواممممممممممممممممممممممم!

FarNice

نازی عزيزم٬ يکی از همين محبتهايی که در گلويم گير ميکند هميشه خود شما هستی ... هميشه. مرسی.

sahar

in yaani khundi belakhare in ketabe haftom ro??age khundi baram e_mail bezan begu chi shod,inja hichkas hanuz nakhunde,manam khastam bekhunam aslan jazbam nakarde ketabesh,fek konam hamun filmasho bebinam kafi bashe baram:D

savijhe

مهربوني ها اگه خيلي برات غيرمترقبه هست كم كم بجو و هضمش كن و باورش كن ...

ساکن اتاق سفيد

اينجوری که از سن آمفی تئاتر و آجرهای قرمز و حياط بی قواره گفتی و آن شور و شوق و شخصیت خاصی خاصی که همه فرزانگانی ها در تمام عمرشان خواهند داشت .... فکر کردم شايد هم مدرسه بوده باشيم :)