عیدمره !

۱ـ هفته اول سال ٬ مثل یک موج آمد و رَد شد و رفت و همه‌ی تعطیلات با  هم یکدفعه تمام شدند.او را که بدرقه کردم٬ سَرم را کردم توی بالش و خودم و دلتنگی‌ام را که یکدفعه با سکوت خانه بر سرم هوار شده بود ٬ پناه دادم زیر پتو که باور نکنم از فردا همه چیز دوباره مثل سابق است.

۲ـ اینجا هنوز برف می آید. می‌نشینم لعنت میفرستم به این زمستان بیمزه‌ی طولانی و فکر میکنم چگونه می خواهم سال آینده شمال این کره زمین زندگی کنم.

۳ ـ ۲۶ سال به همین سرعت تمام شد. هنوز آن تولدهای عیدهای شمال را یادم نمیرود. همانهایی که کیک نداشتیم و شمع های بی ربط و نا همگون را در کلوچه های شمالی میچپاندیم. هنوز یادم نمیرود تولد ۱۵ و ۲۰ و ۲۵ سالگیم را که برایم به مناسبت عددشان مهم بودند. حالا امسال با چشمهای بسته آرزو میکردم و عدد شش را خاموش میکردم و فکر میکردم تا مدتی دیگر هیچ عددی برایم مهم نخواهد بود. شاید از اثرات نیمه دوم قرن است که همه چیز تعدیل می شود در یک لبخند ملایم ِعمیق. لبخندی که مداوم تر است و هیجانش نیز کمتر.

۴ـ در این خاکی که از همان روزهای اول هم از آنِ ما نبود داریم رشد میکنیم. ریشه ندوانده ایم هنوز که همه مان معتقدیم اینجا جای ریشه دواندن نیست. ولی عید امسال خانواده‌مان در این سرزمین به ده نفر رسیده بود. عید امسال ما غریبه نبودیم. هیچ کداممان.  عید امسال مثل آنروزهای مادرم صبح بین درها و اتاقها با سرعت راه میرفتم و صدایشان میکردم و هردویشان به اضطرابم می‌خندیدند. عید امسال آرام آمد و همه‌ی ما ده نفر رشد کردنمان را می‌دیدیم و به هم می‌بالیدیم.

۵- نمی دانم امسال همه چیز دارد سریع می گذرد یا من سرعت گرفته ام. دیگر زمان برایم کِش نمی آید. شاید خاصیت همان شمع کذایی باشد که فکر میکنم این کِش آمدن روزها و ساعت ها یکی از مشخصه‌های کودکی است. تنها چیزی که این روزها کش می آید و روح آدم را در این شتابِ روزها خسته تر میکند٬ سرما است ... بهار-لازم شده ایم....

/ 6 نظر / 7 بازدید
سینا

اگر چه اینطرف بهار خیلی زود اومده ولی خانواده ما کماکان یکنفره است[لبخند]

نونوش

26 سالگی را عشق است .هنوز 29 ساله نشدی تا اینو بفهمی !!!

FarNice

به نون-جیم : چی؟ تولدم ؟ ‌:) مرسی . اورکاتتو چک کن .... به نونوش : میفهمم ولی! :)

مکین

ای داااااد! تولد تو هم از دست رفت یعنی با نبودنِ ما این‌ورا و اورکات نداشتگی و اینا؟ تولدت مبارک خب ولی حالا! با کلی آرزوهای قشنگی که خودت حتمن داری‌شون و به‌شون می‌رسی حتمنِ حتمن. [ماچ]