خاطرات پره دار و دفاعی از حق مولف!

- شب است. تنها هستم. نگاهم را به پره های چرخان پنکه داده ام و راستای حرکت مکررش دنبالش می کنم. یاد شبهای تابستان شمال می افتم. با آن شرجی غیر قابل تحملش وقتی دست و پایم به هم می چسبید و زیر باد همین پنکه ها ٬ همه آرامش شهرک بیشه-مانندمان با باد ملایمش از روی صورتم رد می شد و فکر می کردم اینجاست که می شود تا ابد دراز کشید و به چیزی فکر نکرد. به هیچ چیز.

حالا هوای شرجی غیر قابل تحمل امشب و این پره های چرخان فقط مرا وادار می کنند که به همه چیز فکر کنم. به همه خاطراتی که ممکن است در گوشه ای از کادرشان یک پنکه جا داشته باشد. 

***

- همه پیغامهایم را می خوانم. بعد فکر می کنم به تک تکشان و به تمام اتفاقهایی که افتاده٬فکر می کنم که حالا شاید خیلی بهترم. بعد فکر می کنم به اعجاز دنیای مجازی ...

***

- برای آقای محسن نامجو و موسیقی متفاوتش :

 کلاهتان را قاضی کنید٬ این را بخوانید و بعد برگردید...

من معتقدم که ما آدمهای پر رویی هستیم. ولی پرروی با وجدان ( به هر حال!‌) . در ضمن پر رو بودنمان هم یک دلیل هایی دارد که بعضی موقع ها مجبوریم خب. میفهمید که . ولی به هر صورت من فکر می کنم این راه حل خوبی است. یعنی از هیچ چیز بهتر است. برای خارج از ایران-ایها که تعدادشان هم کم نیست هم از دست-اندر-کاران محترم خواهش می کنم که متعاقبن یک فکری بکنند. ( تا حالا هیچ فکر نکرده بودم این دست-اندر-کاران چه کلمه مضحکی است!‌) . من تا به حال با paypal کار نکرده ام. ولی فکر می کنم برای حل این مسئله و در ایران قابل اجرا باشد.

/ 5 نظر / 8 بازدید
سينا

ايده جالبی است اميدوارم به ثمر بشينه.

نازی

سلام. خواندم و فکر کردم. من سالها با قضيهء حق تصنيف در زمينهء نرم افزار دست و پنجه نرم کرده ام ، بنا براين احساس غبن مصنف را حس می کنم. قرار دادن وجدان به عنوان پليس حسن اجرای کار، ايدهء خوبی است اما برای ايرانيان بسيار بديع، چرا که متاسفانه وقتی همت عالی مبنا قرار می گيرد، بيشتر وقتها می بينم که همت مربوطه آنچنان عالی هم نيست. من فکر می کنم آقای نامجو از بين خيل دوستارانشان در غرب، بهتر است يک کدام را انتخاب کنند و آنها برايشان آلبوم ترانه هايشان را منتشر کنند که خريدار هم تکليف خود را بداند و ايشان هم منتفع بشوند. انتشار يکی پس از ديگری کارهای ايشان، در واقع نوعی تبليغ خودشان برای کارشان بوده که در نتيجه منتهی به معروفيتان شده است. اينک بايستی با پيگيری انتشار رسمی کارهايشان، از حقوق قانونی خودشان دفاع کنند. معمولا وقتی خواننده ای آلبوم جديدی ر ارائه می کند، شرکت های توليد کنندهء کار به هيچ عنوان اجازهء انتشار نمونه های کامل کار چه ويديويی و چه صوتی را تا انتشار کل آلبوم نمی دهند و فقط استريم های نمونه را برای بعضی ها ارسال می کنند. فکر می کنم با وجود اينکه دلم خيلی برای آقای نامجو می سوزد، ايشان

نازی

ببخشيد طولانی شد، ادامه ميدهم (نه خيلی زياد) ايشان بايستی برای جلوگيری از زيان بيشتر از اين قضيه به عنوان تجربه استفاده نمايند و در آلبوم های بعدی دقت بيشتری نمايند. البته هيچکدام از اينها جلوی اين که ما نيز از روی وجدان هزينهء لذتی را که از موسيقی ايشان برده ايم را بدهيم، نمی گيرد. شاد باشيد فارنايس جان. مرسی که مرا به فکر فرو برديد.

الهام

نوري كه از او تابد هر چشم كه برتابد بيدار ابد يابد در كالبد خفته

محمد

انگار به اعجاز دنيای مجازي هم نمی توان دل بست!!